دیروز جمعه اتفاق عجیبی برایم افتاد که شدیدا شوکه ام کرد و من هنوز متوجه پیام نشده ام.
بانک اخبار انتخاب // دکتر حجت بقایی در کانال شخصی اش در ایتا نوشت : راستش این چند روز به دلیل مفاسد مالی که آخر سال صورت می گیرد ، حال مساعدی ندارم، چون می دانم ولی کاری نمی توانم و نباید کنم، تا خدایی ناکرده به کسی بر نخورد.بگذریم، پریشب خواب دیدم که پرنده مان آمده در اتاقم و مرا صدا می کند، گفتم، الآن حس صحبت ندارم فردا با هم حرف می زنیم. ولی پرنده ام اصرار کرد و من شروع کردم به درد دل، تا صبح برایش درد دل کردم، از اداره تا فعالیتهای اجتماعی ام و مشکلات را گفتم ... دیگر پرنده را ندیدم، راستش اصلا فراموشم شد. فردای آن شب ، عصر جمعه، از کنارش رد شدم، به اهل خانه عصر بخیر گفتم و رفتم که دراز بکشم، بعد از دو یا سه دقیقه صدای پسرم آمد که بابا پرنده مُردِه ، بلند شدم و دیدم مرده. نگاهش که کردم، یاد خوابم افتادم، متعجب مانده بودم .
آیا مرا که دیده از ناراحتی سکته کرده .من که اصلا با این پرنده حرف نمی زدم. مگر آن خواب طولانی .یا نه همزمانی جالبی اتفاقی افتاده.هر چی هست ، پیامی دارد که من نمی دانم . . . نتیجه می گیرم، دیگر حتی با حیوانات هم نباید درد دل کنم.